بهاران

عاشقا خیز کامد بهاران

شکوه ها را بنه ، خیز و بنگر ،

که چگونه زمستان سرآمد ،

جنگل و کوه در رستخیز است ،

عالم از تیره رویی درآمد ،

چهره بگشاد و چون برق خندید .

توده ی برف بشکافت از هم .

چشمه ی کوچک از کوه جوشید .

گل به صحرا درآمد چو آتش .

منتشرشده در: on مارس 20, 2009 at 10:47 ق.ظ یک نظر بنویسید

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://pilgrim001.wordpress.com/2009/03/20/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

Leave a Comment