امشب زپشت ابرها بیرون نیامد ماه

فرشته‌ نبود. بال‌ هم‌ نداشت. و معجزه‌اش‌ اين‌ نبود كه‌ ماه‌ را شكافت.

معجزه‌اش‌ اين‌ نبود كه‌ به‌ آسمان‌ رفت.

معجزه‌اش‌ اين‌ بود كه‌ از آسمان‌ به‌ زمين‌ برگشت. او كه‌ با معراجش‌ تا ته‌ ِته ِ‌ آسمان‌ رفته‌ بود مي‌توانست‌ برنگردد، مي‌توانست. اما برگشت.

باز هم‌ روي‌ همين‌ خاك‌ و باز هم‌ ميان‌ همين‌ مردم….
***
و زمين‌ هنوز به‌ عشق‌ گام‌هاي‌ اوست‌ كه‌ مي‌چرخد.
و بهار هنوز به‌ بوي‌ اوست‌ كه‌ سبز مي‌شود.
و خورشيد هنوز به‌ نور اوست‌ كه‌ مي‌تابد.
به‌ ياد آن‌ انسان، انساني‌ كه‌ فرشته‌ نبود و بال‌ هم‌ نداشت…

منتشرشده در: on فوریه 24, 2009 at 11:03 ق.ظ ۱ دیدگاه

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://pilgrim001.wordpress.com/2009/02/24/%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a8-%d8%b2%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86-%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

یک نظر Leave a comment.

  1. میلاد با سعادت رحمته اللعالمین مبارک


Leave a Comment