شاید هیچ کس تو دنیا به اندازه ی من ارزشِ این وقتها و فرصت ها رو ندونه…
شاید هیچ کس به اندازه ی من قدرِ این دوستی ها و رفاقت ها رو ندونه…
شاید هیچ کس به اندازه ی من لذتِ بودن ها رو نفهمه…
شاید هیچ کس به اندازه ی من به عرضِ زندگی فکر نکنه…
شاید هیچ کس به اندازه ی من از نورِ خورشید لذت نبره و هر روز به عشقِ دیدنش از خواب بیدار نشه…
آره… هیچ کس به اندازه ی من طعمِ شیرینِ زندگی رو نمی چشه!
چون هیچ کس به اندازه ی من تنها نبوده…
هیچ کس به اندازه ی من طعمِ نبودن ها رو نچشیده…
هیچ کس به اندازه ی من دلش واسه خورشید تنگ نشده…
هیچ وقت دلم نخواسته جای کسی رو بگیرم… واسه همینم می گم که هیچ کس به اندازه ی من این چیزا رو حس نمی کنه…
عشقِ من…
وقتی حرف می زنی هم گوش می دم هم می بینمت هم باهات حرف میزنم…

